Thursday, January 16, 2014

الجنون و الفنون و انطباق معنی ان با تمامیت خواهان عصر نو

تالک
آنچه ازدورۀ پهلوی با الهام وتقلید ازنازیسم هیتلری، تحت نام ناسیونالیسم ( نژادی - زبانی )ایرانی تبلیغ شده ومی شود، دربردارندۀ ویروس چنین بیماری بود، که در زبان عربی ضرب المثل بسیارپرمعنی وجود دارد که می گوید ( الجنونُ فنون ) یعنی دیوانگی فنون واشکال مختلفی دارد متاسفانه بشهادت تاریخ ازجمله تاریخ معاصر ایران ( پهلوی پدر و پسر، خمینی وخامنه ای ) ، چین مائو( انقلاب فرهنگی ) و آلمان هیتلری و….،
نشانداد که جنون و حماقت ازنظراجتماعی برخلاف علم وعقل، بشدت مُسری است: انسانهائی که بصورت مقلد وگله، ویا توده های سازمان نیافته هستند، یعنی هنوزفرد مستقل وصاحب عقیده ونظردرمسائل مربوط به زندگی خویش وحفظ منافع فردی، گروهی، ملیتی، ملی وانسانی خود( متشکل شده دراحزاب وسندیکاها ) نشده اند براحتی توسط شیادان سیاسی وعقیدتی ومذهبی ( خمینی - خامنه ای و خاتمی- روحانی و.. ) با کلید پلاستیکی بهشت درگردن، و بدنبال شعار جامعۀ مدنی( خاتمی: فریبای اول )، نیزتدبیر و امید و حقوق شهروندی اسلامی( حسن روحانی: فریبای دوم )، به هرسو کشیده شده ومی شوند
آنچه ازدورۀ پهلوی با الهام وتقلید ازنازیسم هیتلری، تحت نام ناسیونالیسم ( نژادی - زبانی )ایرانی تبلیغ شده ومی شود، دربردارندۀ ویروس چنین بیماری بود، که
-هم با هویت خود مدعیانش درتضاد قرارداشت: نه تنها خود رضا شاه با پدرومادرقفقازی ومحمد رضاشاهی که مدعی خورشید آریائی( آریا مهر ) بود ازرضا شاه ترک تبارو مادری ازایل ترک آیرملومتولد شده بود! بلکه مدافعین سینه چاک آن ناسونالیسم آزادیکش وبرابری ستیز نیز چون: سید احمد کسروی تبریزی( صحیح النسب ) و ابراهیم پورداوود گیلانی و رشید یاسمی کرد، زبان مادریشان فارسی نبود، آن ناسیونالیستهای نژاد پرست آریائی، همانند مدعیان بعدی وکنونی اش، مثل همۀ مردان ازنصف ژنهای خود یعنی طرف مادری خویش خبرنداشته و ندارند: درجامعۀ مردسالار و پدرتبار، هیچ مرد و زن عادی، شش نسل طرف مادری خود را نمی شناسند( مادر مادر مادر…مادرش) را، و
هم با هویت اکثریت جامعۀ ایران درتضادی آشتی ناپذیرقرارداشت، زیرا این ناسیونالیسم بیمار، نه به دموکراسی یعنی آزادی و برابری، بلکه برنژاد پرستی وفرنگ ستنیزی و زبانکشی، یعنی تبعیض و تحقیرهموطنان (غیر خودی ) استواربوده وهست که عربها و ترکها و لرها و گیلانی ها درخط اول آزار و اهانت  بیماران یعنی ازما بهتران قرارداشته و دارند
میهن دوستی و دوست داشتن روستا، شهر، استان وکشور خویش طبیعی ترین امراست، بشرطی که این حق را به همه قائل شویم، زیرا درمحلی که هرکسی متولد شده است، ایام خوش کودکی مان را جاگذاشته است. اما اگراین میهن دوستی با نفرت و تحقیردیگران ( بخصوص سایرهموطنان! ) همراه باشد، باید مطمئن بود که معتقد ومؤمن به چنین ناسیونالیسمی، مبتلا به بیماری ( خود بزرگ بینی و خویشتن را مرکزعالم وجود پنداشتن ) شده است، واگراین نفرت به مرز جنایت وحذف فیزیکی یا خذف دینی - زبانی دیگران ( خواه ذهنی وآرمانی و خواه فزیکی و واقعی ) منجرشود مطمئناً به مرزجنون رسیده است.
درمبارزه برای تحقق آزادی های قانونی مبتنی برحقوق بشروبرابری انسانی یعنی مبارزه با تبعیض( جنسیتی، نژادی، دینی، عقیدتی، زبانی ) بایستی به درجۀ سلامت عقلانی طرف مقابل هم توجه داشت.
دشمنان آزادی و برابری یعنی دموکراسی، وقتی اشتباه می کند جلوشان را نگیریم

ضیاء صدر الاشرافی
ژانویه 2014