Friday, January 17, 2014

شعری در جواب گستاخی های شعر فارسی غلامعلی حداد عادل

شعر معروف حداد عادل
خوجه نفس نیوز
گوهر نگردد آهن ناب با زدودن زنگ حلب
در نقد شعر معروف حداد عادل رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی٬ شعری سروده شده است که در اینجا بدقت خوانندگان می رسانیم. حداد عادل در مصرعی از این شعرش که درباره‌ زبان فارسی است٬ از شهر ترک زبان تبریز به عنوان گستره‌ی زبان فارسی یاد کرده است. این شعر سال گذشته با انتقادهای فراوانی مواجه شد٬ لذا امسال از متن کتاب فارسی ششم حذف شد و به پشت جلد کتاب انتقال یافت. در شعر چاپ‌شده‌ پشت کتاب نیز بیتی که کلمه «تبریز» در آن آمده بود، حذف شده است. نظرتان را به شعری که در نقد ایشان نگاشته شده است جلب میکنم:

 قطعه ای در پاسخ شعر غلامعلی حداد عادل 

پارس کردی

پارس کردی جمله را و، پارسی خواندی همه
جاهلیّ و جاعلی، در چشم دین، هر دو خطاست

گر خزف را، درّ خواندی، این خطای طبع تست
ور نه، کی دریا، به مردابِ لجن گفتن، سزاست؟

از کدامین فرّو فرهنگت، چنینی ژاژخای
از کدام آئین ترا، اینسان غروری نابجاست


جز "زنای با محارم" جز "زواج محرمان"
شرم کن، خاموش شو، گر اندکت شرم و حیاست 

چیست میراث نیاکانت؟ چه آوردی ز هند؟
جز فریب و خدعه و نیرنگ، آثارت کجاست؟

از چه ای روبه، به جلد شیر، و شیرانت حقیر
از لر و ترک و عرب دزدیده ای آنچه تراست

آنچه دزدیدیّ و بردی، ای حرامی باک نیست
ای نمک خورده، نمکدانت شکستن نا رواست 

شعر تو زیباست، اما شعر من "مال من" است
باش تا گویم که از چه شعر تو پر محتواست 

وزنت از"اَلمُعجَم" و "معیار اشعارُالعجم"
در عروض و قافیه دانی غنایت از چراست؟

گر عجم خوانده ترا آن شیر مرد بادیه
باخرد هرگز نگوید انتسابی ناسزاست 

قدر زر نشناختی، ای مرد گوهر ناشناس
هیچ میدانی که ملکت از کجا تا بر کجاست؟ 

یزد و کاشان و کویر لوت و صحرای نمک
این فقط ملک تو و میراث اجداد شماست 

دست و دل کوته کن از تبریز و تهران، ای دغل
از سرای شاه قاجار اینچنین گفتن هباست

از صلات شاه غزنه "رافضی" اکرام یافت
نظم "نفرت نامه" بهر لقمه ای نان ریاست

"سبک ترکستان" و "سبک هندی" و "سبک عراق"
راست گو از خود چه داری؟ مرد را، واجب، حیاست

گرچه گفته شهریار و ختم کرده گفتنی
فکر میکردم "الا تهرانیا" تان، خود، کفاست

من کلام واپسین، با لفظ خود گویم ترا
"ایت هورَر، کروان گئچر" بالله این شان شماست. ...


ارسال شعر از: دکتر ضیاء عزیز