Wednesday, February 26, 2014

دیوان جهانشاه حقیقی با ادبیات نوشتاری «تورکی-اوغوزی» خلق شده است


نمونه نوشتاری ترکی جغتائی
خ. اونق: از نکته نظر زبان شناختی٬ مروج ترین ادبیات نوشتاری که در دوره قبل از مختومقلی مرسوم بوده است٬ روش های نوشتاری «تورکی - اوغوزی» و «تورکی - جغتائی» است. هر دو از این ادبیات به نسبت هم در ادبیات قبل از مختومقلی مرسوم بوده است. در ادبیات نوشتاری تورکی - جغتائی پسوندها و الفاظ به شکل ریشه ائی و حروف بعضاً زمخت و ریشه های کلمات را به همان شکلی که بوده مورد استفاده قرار می داده اند. مثل کلماتی از این دست: «آلغان»٬ «گلگن»٬ «گیگن»٬ «تیل»٬ «گلمس»٬ آلماس»٬ ... و در مواردی هم حروف «گ» به شکل «ک» یا «د» به شکل «ت»٬ «ز» به شکل «س» ... مورد استفاده قرار می گرفته است.

حال آن که در ادبیات نوشتاری «تورکی-اوغوزی» که تقریباْ نزدیک و همشکل زبان امروزی ترکمنها و آذربایجانی ها است٬ و فرق چندانی هم با تورکی - جغتائی ندارد٬ همین کلمات با تغییراتی محسوس به شکل های: «گلن»٬ «آلان»٬ «گیه ن»٬ «دیل» «گلمز»٬ «آلماز»٬ ... و حروف به همان شکلی که در زبان محاوره ای استفاده می شود٬ بکار برده شده است: مانند حروف «ک» به شکل «گ» یا حرف «ت» هم به شکل «د» و حرف «س» به شکل «ز» یا «ذ» گفته و نوشته می شود.
یک نمونه از شعر جهانشاه را در این مورد مثال می آوریم:

«ای گيه ن عشق قبا و درعينی، ...» در اینجا کلمه «گیه ن(از فعل پوشیدن)» شکل نوشتاری ادبیات اوغوزی می باشد٬ حال آنکه اگر این کلمه بشکل نوشتاری ادبیات «تورکی-جغتائی» نوشته شود٬ در پسوند آن یک حرف «گ» اضافه می شود. و کلمه به این شکل در می آید: مانند «گیه ن» میشود «گیگن» در نتیجه اگر ادبیات جهانشاه تورکی جغتائی خلق می شده٬ مصرع شعر به این شکل در می آمد: « ای گیگن عشق قبا و درعینی٬...».

با توجه به اصول و تکامل زبان و ادبیات٬ چنانچه بر اساس بر آوردها و پژوهش هائی که از جانب محققین صورت گرفته٬ زبان در طول تکامل زمانی و مکانی و تأثیرپذیری از سایر فونتیکهای اتنیکی٬ در بطن گویش و نوشت خود تغییراتی را طی می کند که هر چه از جانب شرق به جانب غرب پیش روی کرده با تغییرات محسوسی در گویش ها و طرز نگارش ها روبه رو بوده است٬ که همین مثال هائی که در بالا اشاره کردیم٬ نتیجه این تغییرات و یافتن ویژگی های منحصر به خود بوده است که به شکلهای ادبیات نوشتاری «تورکی جغتائی»٬ «تورکی اوغوزی خوارزمی»٬ «تورکی کاشغری»٬ «تورکی اوغوزی جنوبی»٬ «تورکی اویغوری» و غیره هویت می یابد.

جهت تفصیل این بخش از زبان شناسی اثر جهانشاه دقت تان را به اطلاعات عمومی که در ویکیپدیا داده شده است٬ جلب می کنیم:

«زبان‌های تُرکی یا به اصطلاح دقیق‌ تر زبان‌شناسی، زبان‌های ترکی‌تبار (Turkic Languages) یک خانواده زبانی شامل سی و پنج زبان عضو می‌باشد که عموما توسط مردمان ترک تکلم می شود، که به عنوان بخشی از خانوادهٔ پیشنهادی زبان‌های آلتایی در نظر گرفته شده است. این زبان‌ها در منطقهٔ وسیعی از شمال آسیا، شمال و غرب چین تا غرب آسیا، بخش‌هایی از خاورمیانه، سواحل مدیترانه، آسیای مرکزی و اروپای شرقی استفاده می‌شوند. جمعیت متکلمان این زبان به عنوان زبان مادری، ۱۷۰ میلیون تن تخمین زده می‌شود. زبان ترکی استانبولی دارای بیشترین تعداد گویشوران زبان‌های ترکی‌تبار که عمدتا در آناتولی و بالکان، زبان مادری حدود ۴۰٪ از تمام ترک زبانان را تشکیل می دهد. زبان‌های اغوز که بیشترین جمعیت ترک زبانان را تشکیل می دهد به صورت دوطرفه در میان زبان های ترکی استانبولی، ترکی آذربایجانی، قشقایی، ترکمنی، تاتاری کریمه، گاگائوز، ترکی گاگائوز بالکان و ... دارای اشتراکاتی بوده و قابل فهم به همدیگر می باشند. کاربرد زبان‌های ترکی در مناطق متفاوت ایران از لحاظ تنوع لهجه‌ها و گروه‌های قومی تنها با منطقه قفقاز قابل مقایسه‌است و تعداد متکلمین این گروه‌های زبانی از چندین هزار همچون خلجها تا جمعیت چند میلیونی ترکی آذربایجانی متفاوت است.»[ویکیپدیا] ....

با توجه به موارد فوق و مقایسه این متون با دیوان حقیقی معلوم می گردد که زبان ادبی جهانشاه «تورکی - اوغوزی» بوده است. با اینکه در دوره جهانشاه ادبیات «تورکی - جغتائی» از مرسوم ترین ادبیات نوشتاری محسوب می شد ٬ با این حال وی آثار خود را ترکی اوغوزی ارائه داده است. در متون دیوان حقیقی به ندرت می توان به شکل نوشتاری «جغتائی» برخورد کرد.